دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است
+ نوشته شده در ساعت   توسط Tala
|
دردت به جونم
من میرم
واسه همیشه عشقه من
این دله تنهام
واست تنگ میشه عشقه من
حیف اون چشمات
که اشک بریزن عشقه من
این دله تنهام
واست تنگ میشه
عشقه من
من میرم
بخاطر هر دوتامون
فراموش کن
تمومه خاطره هامو
بذار تا راحت
ازت جدا بشم برم
شگون نداره
اشک بریزن چشامون
دردت به جونم گریه نکن
آرومه جونم گریه نکن
بذار تا راحت جدا بشیم
مهربونم گریه نکن
عشقت بمیره گریه نکن
گریم میگیره گریه نکن
اشکاتو پاک کن و بذار برم
دیگه دیره گریه نکن
+ نوشته شده در ساعت   توسط Tala
|
با من كه شكسته ام كمي راه بيا
بالي بگشا و گاه و بي گاه بيا
آزرده مشو بيا گناه از من بود
گفتم كه مقصرم تو كوتاه بيا
با نگاهي سرد و خسته چگونه توانيم به مرگ اين قصه رسيم
بگذار به انتها برسيم بعد بشكنيم
سكوت را بهانه نكن
خستگي دليل از پا ماندن نيست
به جاي من قفل سكوتم را بشكن
مرا درياب
خواستم بر غم بتازم فرصتي پيدا نكردم
فرصتي آمد به دستم مهلتي پيدا نكردم
خواستم در خلوتي با محرمي رازي بگويم
هم كلامي محرمي هم صحبتي پيدا نكردم
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني
در همان دقايق عزيزي كه چون باد در گذر بودند
و به دست غارتگران زمان نابود مي شدند
تنها آرزوي من بي دل اين بود كه
فراموشم نكني
+ نوشته شده در ساعت   توسط Tala
|
امروز،امروز است
امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی
و
دیدی ستاره هادر اسمان نمی تابند،ناراحت نشو.
حتما دارنبا تو قایم باشک بازی می کنن.پس با انها بازی کن
امروز هر چقدر بخندی وهر چقدر عاشق باشی.
از محبت دنیا کم نمی شه پس بخند وعاشق باش
امروز هر چقدردلهارا شاد کنی.
کسی به تو خورده نمی گیره.پس شادی بخش باش
امروز هر چقدر نفس بکشی.
جهان با مشکل کمبود اکسیژن روبرو نمی شه.
پس از اعماق وجودت نفس بکش.
امروز هرچقدر ارزو کنی.
چشمه ارزوهات خشک نمی شه.پس ارزو کن
امروز هرچقدرخداراصداکنی.خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن.اومنتظر توست
اومنتظرارزوهایت.خنده هایت.گریه هایت
ستاره شمردن هایت است
امروز امروز است،امروزجاودانه است
وامروززیباترین روزدنیاست
+ نوشته شده در ساعت   توسط Tala
|
بچه که بودم ، سالهای دور . . .
اونقدر کوچیک که گوشه چادر سیاه مادرم رو محکم میگرفتم که یک
وقتی نا غافل گم نشم . . . ، وقتی غروبای پنجشنبه می رفتیم اهل قبور ،
همیشه یه سوال احمقانه کودکانه میومد سراغم !!!! چرا اینجا هرکسی سر
یک قبری نشسته ، اما هیچ قبری نیست که ما بریم پیشش مهمونی ،
باهاش حرف بزنیم و بشوریمش . . . !!!
چرا ما اینجا هیچکس و نداریم . . . ؟؟!!
ولی کم کم که بزرگ شدم اونجا پر شد از آشنا . . . ، که فرصت نمیشه
برم پیش همشون مهمونی و . . . !
اما نمیدونم چرا هرچی میگذره و بزرگتر میشیم آشناهامون یکی یکی
زیاد میشن اونجا . . . ، پدربزرگ ، دوستای عزیزمون . . .
امروز که فکر کردم با یه بغض عجیب و سنگین که نشسته بود
تو سینم گفتم : کاش هیچ وقت این سوالو از خودم نپرسیده بودم . .
+ نوشته شده در ساعت   توسط Tala
|